ترس از آینده!

دوستی میگفت مرداد و شهریور احتمالاً ماههای نابسامانی برای بورس است و ایشان شدیداً نگران افت شاخص بودند. از جهاتی به ایشان حق میدهم. اولاً اوضاع امروز ما بدجوری شبیه اوضاع عراق در همین روزهای سال 2002 است. جناح جنگ طلب حاکم بر امریکا در همین روزها بودند که پرونده هایی (که بعداً معلوم شد ساخته تخیلات جناح اسلحه و نفت در امریکاست) از وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق و حمایت صدام از القاعده را کامل میکردند. امروز هم همان افراد به کمک دوستان پنهانشان (حاکمان نادان داخلی) که به سادگی قادرند از مساله ساده ای مانند پرونده قتل خانم کاظمی تنش بین المللی درست کنند، در حال ربط دادن ایران به القاعده هستند و مساله سلاحهای کشتار جمعی ایران را (که حق ماست وقتی اسراییل دارد) با شدت پیگیری میکنند. این اوضاع مرا شدیداً یاد آن روزها می اندازد. البته به نظر من تا مساله عراق نخوابد و امریکا آنچه را آنجا زاییده بزرگ نکند، سراغ لقمه بزرگتری مثل ایران نمی آید. چون آنها هم می دانند که ما ملت عجیبی هستیم. ناراضی ولی سرسخت. طوری که حتی کسی مثل رضا پهلوی هم هشدار میدهد که اگر به ایران حمله کنید من هم دفاع میکنم. ما می خواهیم خودمان سرنوشتمان را عوض کنیم.

خلاصه امروز بورس آبستن حوادث جدیدی است. در مورد عادت اقتصادی 2 جناح همین را بگویم که چپی ها معتقدند ما می خوریم مردم هم بخورند. سنتی های راست به تک خوری عادت کردند و آبادگران اصلاً معنای اقتصاد را نمی فهمند. آنها فقط دنبال رویت امام زمان و گرفتن امضا از ایشان و ارزشی کردن جامعه اند!

حالا بر ما چه میرود اگر هر کدام از اینها ریاست جمهوری را ببرند:

1. چپ ها:  اولاً که غیر ممکن است. موسوی اگر بیاید باید خودش را به دکتر نشان دهد. چون او یک خاطره خوب در ذهن مردم ما در زمان جنگ است. ایشان به عنوان یک طرفدار سرسخت اقتصاد دولتی (اگر در حاشیه بودن نظرش را عوض نکرده باشد) توانایی مقابله با خصوصی سازی را ندارد. چپ ها هم با بورس مشکلی ندارند. ولی دولت در همین تنش با مجلس می ماند. فکر نکنید اگر آبادگران کاری نمی کنند، میخواهند مملکت آرام باشد. خیر. اینان منتظر به پایان رسیدن عمر دولتند تا با یک خیز دیگر و انتخاباتی (یا انتصاباتی) دیگر کل قوا را در اختیار بگیرند و اصلاح طلبان رانده از مردم را به محاقی حداقل 8 ساله بفرستند. پس به فرض محال چپ بودن دولت آتی، وضعیت وخیمتر میشود ولی نه در حد مرگ!! اوه داشت یادم میرفت که از روابط بسیار بد موسوی و رهبری بگویم که ناگهان منجر به رد طلاحیت او میشود. چپ ها آدم دیگری را هم ندارند که بتواند رقابت کند.

ادامه دارد.....

 

  
نویسنده : سهامدار جزء ; ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ امرداد ،۱۳۸۳