اقتصاد غارتی غنیمتی

یکی از اساتید جامعه شناسی می گفت هیچ کدام از مدلهای  اقتصادی دنیا برای تاریخ اقتصاد ما صادق نیست. مدلی را که ایشان ارایه میکردند اقتصاد غارتی غنیمتی بود. میگفتند در گذشته روسای ایلات برای تصدی مقام شاهی دایماً با هم در جنگ بودند و زمانی که یک ایل به تاج و تخت میرسید شروع به غارت منابع اقتصادی این کشور میکرد چون میدانست که امروز و فرداست که ایل دیگری از راه برسد و او را از تخت پایین بکشد. خلاصه به قول امروزی ها سعی میکردند "بار خودشان را ببندند".

دیدم این مدل هنوز هم برای بخشی از اقتصاد ما (اگر نه همه آن) جواب میدهد. اقتصاد نفتی را ببینید: تا چندی قبل با نفتمان سفره مان را رنگین میکردیم و اساساً توجهی نداشتیم که نفت "میراثی نیست که از گذشتگان به جای مانده باشد بلکه سرمایه ای است که از آیندگان قرض گرفته ایم". خلاصه فکر میکردیم که حالا که ما (بخوانید نسل ما) سواریم مملکت را راحت اداره کنیم، بی دردسر، آیندگان بروند کار کنند و با عرق جبین و کد یمین روزیشان را بدست آورند. حتی یکبار شنیدم که خانمی در تلویزیون میگفت :" پل میسازند برای آیندگان مالیاتش را دارند از ما میگیرند!!!!". چندی بعد کسانی پیدا شدند که با گران شدن نفت مازاد درآمد را به شکل صندوق ذخیره ارزی نگهداری کردند تا یک فکری به حالش بکنند بعداً.

حالا به بورس باز میگردیم. به راستی ما چگونه می اندیشیم؟ بورس را خوان یغمایی گسترده می بینیم که تا افتاده باید خورد و برد یا به بورس به چشم سرمایه ای ملی نگاه میکنیم که همه میتوانند با رعایت اصولی از آن بخورند تا این سفره پا برجا باشد. کدامیک ما به سرنوشت کودکانمان در این بازار نگاه کرده ایم؟ کداممان غصه فردای بورس را میخوریم؟ کداممان اگر بتوانیم هم سفته باز و رانت خوار نمیشویم؟ کداممان به خاطر آينده بازار بارمان را نبسته ايم؟ دوستی که شاید همه او را بشناسید میگفت این سفته بازان مانند ملخ می مانند. هر از چند گاهی به بخشی از این مزرعه سرسبز حمله میکنند، آنجا را غارت میکنند و می روند (جالب اینجاست که این دوست الان برای خودش شاه ملخی شده است!!).

بازار عرضه و تقاضایی است. امروز که من و تو میگوییم چرا بازار خراب است هرگز از خودمان پرسیده ایم که زمان بازار را تضعیف کردیم.

چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید. اگر بازار را بلند مدت دیدیم برنده ایم والا اگر این خوان یغماست، فرداست که جمع شود و....

  
نویسنده : سهامدار جزء ; ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ شهریور ،۱۳۸٤

 

السلام علی صاحب الدعوه النبويه و الصوله الحيدريه و الغيبه الهيه

 

 

فرجش بر خلاف آنچه که شنيده ايم نه آغاز خونريزی و جنگ است و نه پايان دنيا. فرجش آغاز عصری است که در آن انسانيت و عقلانيت حاکم ميشود. برای فرجش دعا کنيم باشد تا با ظهورش جهان به آرامش موعود برسد.

اللهم عجل لوليک الفرج

 

  
نویسنده : سهامدار جزء ; ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ شهریور ،۱۳۸٤

ميلاد امام زمان

از عمق ناپيدای مظلوميت ما صدايی آمدنت را وعده می داد.

صدا را عدل خداوندی صلابت می بخشید و مهر ربانی گرما می داد. 

و ما هرچه استقامت٬‌از اين صدا گرفتيم و هر چه تحمل از اين نوا دريافتيم.* 

به ميلادش نزديک ميشويم. برای فرجش دعا کنيم و صلوات بفرستيم.

*: برگرفته از کتاب «خداکند تو بيايي» نوشته سيد مهدی شجاعی

 

  
نویسنده : سهامدار جزء ; ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ شهریور ،۱۳۸٤

گزارشی از وضع ايران

ما کجاييم دنيا کجا؟

  
نویسنده : سهامدار جزء ; ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ شهریور ،۱۳۸٤

اخبار

چند خبر:

۱. دبـيـركـل بـورس اوراق بـهـادار اسـتـعـفـا كـرد (حالا بايد ديد کی می آد. به خودی خود روی اين خبر نميشه نظر داد)

۲. زمان برای سرمایه‌گذاری مجدد در بورس تهران فرا رسیده است (خانم دکتر حال شاخص چطوره؟ )

۳.
تميزي‌فر : ايران بهشت سرمايه‌گذاران است (ايشون استاد متالورژی هستند. هی نشينيد فکر کنيد بگين علم و صنعت که رشته اقتصاد نداره! راستی ميدونيد رييس جمهور هم با من و آقای دکتر تميزی فر هم دانشگاهی بودن!)

برآيند اخبار بالا اينه که اوضاع قراره خوب بشه. دوستان فراموش کردند که بورس دماسنج اقتصاده و قراره از بورس بعنوان ابزاری برای دريافتن اوضاع اقتصاد استفاده کرد و در اوضاع فعلی اين دماسنج فقط نشون ميده که آن بيمار شديداْ لرز کرده (حالا خربزه خورده يا نه رو نميدونم). انصافاْ کی ميره با آدم مريض بيرون فالوده بخوره؟

ضمناْ بورس به دلايل فوق قراره دماسنج اقتصاد مملکت باشه و قراره خودش نشونگر وضع اقتصاد باشه ولی الان همه دارن دست و پا ميزنن بگن اين دماسنج خودش حالش خوبه و زورکی ميخوان بگن داره همه چيز رو درست نشون ميده. به قول قديمی ها دم خروس رو باور کنيم يا قسم حضرت عباس رو؟ 

  
نویسنده : سهامدار جزء ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ شهریور ،۱۳۸٤

 

ميلاد اين سه نور الهی مبارک باد

  
نویسنده : سهامدار جزء ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ شهریور ،۱۳۸٤

نرم افزار تحليل

ديروز خواندم که هزينه ساليانه ای که صرف نوشتن برنامه های تحليل سهام ميشود حدود دو برابر بودجه ساليانه کشور برونئی (حدود ۵ ميليارد دلار) است و ميبينيد با اين همه تلاش و سرمايه گذاری هنوز خبری از يک بلک باکس جامع و کامل برای همه سهام نيست که بگويد چه سهمی را کی بخر و کی بفروش. پس ادعاهای کسانی را که ميگويند نرم افزار ما چه و چه ميکند را باور نکنيد. چون اگر کسی چنين کدی بنويسد قيمت آن مطمئناْ از توان پرداخت ما خارج خواهد بود. 

  
نویسنده : سهامدار جزء ; ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸٤

کالسمين

کالسمين در حال کامل کردن يک الگوی مثلث است

  
نویسنده : سهامدار جزء ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ شهریور ،۱۳۸٤

معدنی دماوند

نمودار قيمت روزانه از حمايت بر گشته (به افزايش حجم توجه کنيد).

نمودار روزانه نيمه لگاريتمی از فيبو ۳۸.۲٪ برگشته

نمودار روزانه و استاکستيکس همگرايی مثبت دارند (به برگشت انديکاتور از حمايت توجه کنيد)

RSI هم با stochastics و سهم همگرايی مثبت دارد.

نقطه اوليه سود ۴۳۰۰ ريال و نقطه خروج با زيان ۳۱۵۰ ريال انتخاب شده است.

  
نویسنده : سهامدار جزء ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٤

 

مبعث پيامبر رحمت٬ خاتم انبياء گرامی باد.

  
نویسنده : سهامدار جزء ; ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸٤

من و يک دوست گلد کوئستی

دوستی برايم پيام گذاشته بود که:

سلام.خوشحال ميشم به وبلاگ من هم يه سری بزنيد. لطفا با ديد مثبت به مسئله نگاه کنيد. www.pool-dar-shavid.blogfa.com

من هم به وبلاگ ايشان رفتم و بعد از مطالعه نظرم را راجع به گلد کوئست و اصولاْ همه اين بازيهای زير مجموعه دار نوشتم. نوشتم که اصولاْ احتمال اينکه شما بتوانيد ۴ زيرمجموعه بيابيد که فعال باشند نزديک به صفر است. بعد از يکی دو روز ديدم که آن دوست محترم نظر من و سایر مخالفین را پاک کرده اند برايشان نوشتم:

از اینکه به شعور خوانندگانت بی احترامی میکنی و نظرات دیگران را پاک میکنی باید خجالت بکشی. من به شیادی های شما علاقه ای ندارم ولی نظرتت را پاک نکرده ام. از وجدانت خجالت بکش

ايشان هم در وبلاگ من نوشت:

اولا سلام ثانيا من وبلاگمو برای معرفی سيستم درست کردم نه برای اظهارات علمی شما. شما بايد از طرز فکرتون خجالت بکشيد که فکر ميکنيد عقل کل هستيد . شما هنوز فرق تصاعد و احتمالو نميدونيد اونوقت به خودتون اجازه ميديد که بيايد و به ديگران توهين کنيد. مديريت وبلاگ جزو حريم خصو صی وبلاگ نويسه پس لطفا شمايی که ادعای آزادی بيان عقيده رو داريد به عقايد و انيشه های ديگران احترام بگذاريد

حالا آخرين پاسخ من به اين دوست نيمه محترم:

اولاً علیک سلام. دوماً خدا اجرتون بده که سعی دارید به مردم آموزش علمی بدین و اصلاً بدنبال درست کردن زیرمجموعه برای خودتون نیستین و اصلاً در این مورد تبلیغ نمیکنید. من عقل کل نیستم ولی مصر هستم که شما از معنای احتمال بی خبرید و نشان دادن اینکه کسی چیزی را نمیداند توهین نیست. تا به حال اسم تابعhypergeometric را شنیده اید؟ PDF این تابع به صورت زیر است:

 

یکی از معانی این تابع بررسی احتمال وقوع وقایعی است که به صورت مجزا رخ میدهند. در اینجا p  احتمال این است که r برابر r1 باشد. r تعداد موفقیت و n سایز نمونه هاست. p شانس موفقیت هر آزمون وq شانس عدم موفقیت هر آزمون است.

فرض کنید هدف شما این است که از 8 زیرمجموعه خود 4 زیر مجموعه فعال داشته باشید و شانس اینکه هر زیر مجموعه شما فعال باشد را 90% میگیریم. میدانید شانس شما چقدر است؟ تنها 0.3%. حال اگر شما بخواهید از 16 زیرمجموعه خود 8 نفر فعال داشته باشید این شانس دو هزارم درصد است. آیا شما در چنین قماری شرکت میکنید؟

مثالی دیگر: داشتن انتظار سود 40% در بازار بورس تهران در سال کاملاً عملی است. پس چرا وقتی کسی 10 سال است که در این بازار فعال است و با سرمایه یک میلیون تومان وارد شده الان صاحب بیش از 20 میلیون تومان نیست؟ تصاعد عزیز شماست که روی کاغذ این فرد را طی 30 سال میلیاردر نشان میدهد ولی اینجاست که نقش بسیار مهم احتمال روشن میشود. احتمال خیلی مهمتر از تصاعد است زیرا در زندگی واقعی هیچ امری احتمال وقوع 1 ندارد جز برخی واقعیات مثل مرگ.

اشتباه شما این است که وبلاگ نویسی را حریم خصوصی خود میدانید. دوست من وبلاگ نویس آراء و اندیشه هایش را در معرض عموم و روی پر بیننده ترین رسانه (اینترنت) قرار میدهد اگر حریم خصوصی میخواهی میتوانی از دفترهای مخصوص خاطره نویسی (که اتفاقاً قفل هم دارند تا حریم خصوصی نگارنده اساساً حفظ شود) استفاده کنی یا اگر به استفاده از وبلاگ اصرار داری قسمت نظر سنجی را حذف کن تا وبلاگی کر داشته باشی و خود را فارغ از شنیدن نظر مخالف کنی. حتماً میدانی که دایره نظراز دایره مدح و نامه فدایت شوم گسترده تر است و انتقادات را هم شامل میشود.

گفته بودی آزادی اندیشه! آزادی اندیشه یعنی اینکه هر کسی خواست نظرش را بدهد نه اینکه فقط تو حق نظر دادن داشته باشی و حدود 10 نظری را که مخالفت بودند پاک کنی.

در پایان از همه خوانندگانی که مطلب فوق را مطالعه میکنند صمیمانه میخواهم نظرشان را بیان کنند و مطمئن باشند من به آزادی مخالف احترام میگذارم و نظرات شما را پاک نخواهم کرد.    

از اطاله کلام و فرمت عجيب نوشته عذر ميخواهم.

 

  
نویسنده : سهامدار جزء ; ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸٤

روشهای تکنیکی بررسی سهام (۵)

در قسمتهای ۱، ٬۲   ۳ و ۴راجع به اصول تحلیل تکنیکی نوشتم. یکی دیگر از نکات مهم هر تحلیل گرفتن بک تست(back test) از آن است.

از هر روش تکنیکال که استفاده کنید حتماً باید یک دوره زمانی داشته باشید. ساده ترین استراتژی تکنیکال را به یاد دارید؟ با کشیدن میانگین متحرک ساده و دنبال کردن آن قرار بود پولدار شویم! این استراتژی میگوید: میانگین متحرک 20 روزه را بکشید و وقتی قیمت بالای آن رفت بخرید و وقتی زیر آن رفت بفروشید. شاید اولین سوالی که به ذهن شما برسد این است که چرا 20؟ آیا 20 عددی جادویی است؟ 20 بازه یا دوره زمانی مورد استفاده در این استراتژی تکنیکال است.

حال که دیدیم همه استراتژی های تکنیکال دوره زمانی دارند، باید دوره زمانی را استفاده کنیم که سودمان را ماکزیمم کند. برای ماکزیمم شدن سود، باید بازده دوره های زمانی مشخص استراتژی استفاده شده ماکزیمم بوده و تعداد سیگنالهای اشتباه مینیمم باشد. اینجاست که به بک تست احتیاج پیدا میکنیم.

اگر به خاطر داشته باشید گفته بودم که اصل طلایی تکنیکال این است که زمان تکرار میشود و ما باید از حافظه بازار استفاده کنیم. پس میتوان گفت اگر استراتژی ساده ما برای سهمی با بازه زمانی مثلاً 24 در گذشته خوب جواب داده الان هم خوب جواب میدهد؟ جوابی که اکثر فعالین تکنیکال به این سوال میدهند بله است. اما باید بگویم اگر سهم شما در گذشته با بازه 24 خوب جواب داده، شما در بک تست فقط موفق شده اید که گذشته را بهینه کنید و دلیلی ندارد این سهم با این بازه در آینده هم خوب جواب بدهد.

و اما راه حل:

فرض کنید دیتای ما از سال 1379 تا امروز است. راه حل ساده و منطقی این است که شما از سال 1379 تا مثلاً 1381 بازه زمانی را بهینه کرده و عدد بهینه شده را برای سال 1382 اعمال کنید. بازده شما باید بازدهی معقول باشد. سپس 1379 را تا 1382 بهینه کرده و با جواب آن بازده 1383 را بیابید و ...

سوال دوم: فرض کنید من متوجه شدم که سهم الف در یک استراتژی بخصوص با بازده زمانی 30 روزه خوب جواب میدهد. تا کی میتوان به این عدد 30 اعتماد کرد؟ مسلماً 30 عدد جادویی این سهم نیست. اگر توانستید نمودارهای قدیمی (مثلاً دهه 50 میلادی) را بیابید، میبینید با اعمال استراتژی ساده میانگین متحرک میتوانستید سود سرشاری نصیب خود کنید ولی الان با همان استراتژی روی همان سهم جز ضرر چیزی نصیبتان نمیشود. چرا؟ بازار و سهم که ثابتند. پس چه چیز عوض شده است؟ تعداد کسانی که از این استراتژی با اعدادی مشابه یا نزدیک به شما استفاده میکنند. تنها چیزی که یک استراتژی تکنیکال را بی اثر میکند تعداد استفاده کنندگان از آن است.

در مورد شاخص چندی پیش گفتم که شاخص تا حدود 11100 سقوط میکند و بعد احتمال برگشت دارد. دلیل آن را هم سنتی بودن بازار دانستم. در آن زمان در نمودار شاخص الگوی پرچم دیدم. با توجه به مقاله ای که چند ماه پیش خوانده بودم، میدانستم که در بازارهای سنتی هنوز قیمت بعد از تشکیل پرچم به اندازه طول میله پرچم حرکت میکند ولی در بازارهای مدرن این میزان به مقدار 50-70% طول میله است. به همین دلیل هم من 11100 را هدف دانستم که هدف حدود 10800 بود (حدود 120%).

  
نویسنده : سهامدار جزء ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ شهریور ،۱۳۸٤

تيم اقتصادی دولت

به سلامتی ترکيب کابينه هم مشخص شد. وقتی دکتر اديب می گويند (متاسفانه لينک مطلب رو پيدا نکردم) که تيم اقتصادی کابينه تيم مورد نظر احمدی نژاد نيست (نقل به مضمون) و اين تيم با اقتصاد بازار و WTO مشکلی ندارند،‌ بعدشم مثبت شدن بازار رو ميبينه خيالش راحت ميشه. يادم نميره که دکتر اديب حدود يکسال و نيم پيش گفتند خاتمی تا قبل از رفتن ما رو به WTO ملحق ميکنه و ديديم که شد.  

  
نویسنده : سهامدار جزء ; ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ شهریور ،۱۳۸٤